راه فطرت

به نام خدا سلام من مهدی هستم

فطرت چند معنا داره و یکی از آنها فطری به معنای ذاتی هستش بدین معنا که هر موجودی برای خودش ذاتیاتی داره که در انسان به برخی از آن ذاتیات، فطرت گفته میشه .

از جهتی انسان موجودی کامل بوده و تمام ذاتیات مراحل قبل خودشو داره، بنابر این ممکنه برخی از ذاتیات انسان همان هایی باشن که در حیوانات وجود دارن که در این موارد به اونها غریزه میگن .

اما برخی از این ذاتیات از اموری هستن که در موجودات دیگر و انواع دیگر وجود نداره و تنها مختص به انسانه که فطریات گفته میشه .

از اونجایی که هدف دین سعادت انسانه و نه پرورش غریزه ی او، من در این کلیپ کاری به سازگاری دین با غریزه ی انسان ندارم و فقط به فطریات که گاها گفته میشه دارای نوعی تقدس هستند میپردازیم .

خصوصیات امور فطری :

امور فطری یک سری خصوصیات دارن که برخی از مهمترین آنها عبارتند از :

  1. ذاتی هستند؛ به این معنا که در پیدایش خود معلول اسباب بیرونی نیستند و آمیخته با آفرینش انسان هستند.
  2. جنبه روحانی داشته و به رفع نیازهای روحی می‌پردازند، به خلاف غریزه که تماماً مرتبط با جسم است و نیازهای مادی را برطرف می‌کند.
  3. کلیت و عمومیت دارند (همگانی‌اند).
  4. ثابت و پایدارند (همیشگی‌اند).
  5. انسان به اونها علم حضوری داره و می‌تونه بهش علم حصولی هم پیدا کنه.
فطریات بر دو دسته کلی شناخته شده اند:

 

  • دسته اول: دریافتها و شناختها.
  • دسته دوم: خواستها و گرایشها.

در دسته اول، از این بحث میشه که آیا انسان معلوماتی ذاتی و غیر اکتسابی داره یا نه؟

در دسته دوم، از این بحث میشه که آیا انسان، خواسته ها و گرایشهایی داره که معلول امور خارج از خودش نباشه و همین گرایش او را ملزم به انجام کاری کنه.

البته منظور از گرایشهای فطری با توجه به خصوصیاتی که برای فطریات ذکر شد، گرایشها و خواسته های جسمانی مثل احساس گرسنگی که با غذا خوردن این احساس برطرف میشه نیست

بلکه منظور، خواسته هایی هستش که ناظر به بعد روحانی انسانه ؛ مانند کمال طلبی و حقیقت‌جویی
در مورد اینکه گرایشهای فطری کدامن بین اندیشمندان بحثهای متعددی صورت گرفته . برخی از اندیشمندان معاصر معتقدند که گرایشهای فطری در اصل، 5 موردند است که بقیه گرایشهای فطری به آنها برمیگردند.

این گرایشها عبارتند از:

  1. حقیقت جویی
  2. گرایش به خیر و حقیقت
  3. گرایش به جمال و زیبایی
  4. گرایش به خلاقیت و ابداع
  5. ستایش و پرستش

البته در اینکه این گرایشها، اصلی است یا غیر اصلی و به صورت کلی در مورد اینکه کدام گرایش، فطری است و کدام نیست، نمیتوان استدلال عقلی و یقینی ارائه کرد. بلکه تنها از طریق شناسایی ویژگی های امور فطری از غیر فطری، مصادیق آنها را مورد شناخت قرار داد.

ادامه مطلب

راه فطرت در آیات و احادیث

به نام خدا سلام من مهدی هستم در باب اثبات وجود خدا نظریات مختلفی وجود داره برخی وجود خدارو بدیهی میدونن و باور به او رو بی نیاز از دلیل یا به عبارتی فطری میدونن و تعدادی از آیات قرآنی و یا احادیث رو در این باره میارن که به عنوان مثال به تعدادی از اونها اشاره میکنم .

آیه ی ده سوره ی چهاردهم یعنی سوره ی ابراهیم میفرماید :

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ۚ قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ

رسولان آنها گفتند: «آیا در خدا شکّ است؟! خدایی که آسمانها و زمین را آفریده؛ او شما را دعوت می‌کند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعد مقرّری شما را باقی گذارد!» آنها گفتند: شما انسانهایی همانند ما هستید، می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند بازدارید؛ شما دلیل و معجزه روشنی برای ما بیاورید!»

از نظر من این آیه نمیگه که در خدا شکی نیست ! بلکه میگه آیا در خدا شک دارید ؟ که اگر جوابشون مثبت بود دلیلشون رو بگن و رسولان هم دفاعیه خودشون رو ارائه بدن ! و این چنین معنایی نمیده که به هیچ وجه شکی در وجود خدا نیست و یا وجود خداوند به صورت بی نیاز از دلیل برای همگان قابل باوره !

آیه ی بعدی که به آن تمسک میجویند آیه سی سوره سیم یعنی سوره ی روم میباشد که می فرماید :

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند!

به نظرم این آیه ادعا میکنه که دین با فطرت مردم سازگاره و خداوند فطرت مردم را اینگونه سرشته که به نظرم میتوان از این آیه برای اشاره به راه فطرت استفاده کرد !

اما آیه ی بعدی در این باره آیه ی پنجاهو و سه ی سوره ی چهل یکم یعنی فصلت میباشد که میفرماید :

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!

به نظرم از این آیه اگر چه شاید بتوان به عنوان اشاره ای به راه فطرت تمسک جست اما این موضوع ابهاماتی داره ! آیا نشان دادن نشانه در درون نفسشان به معنای راه های شناخت فطرتی هستش ؟ میتونه منظور قرآن از این جمله این باشه که نشانه هایی نظیر نشانه هایی که در برهان نظم به کار گرفته میشه در درون وجود خود انسان ها مثل اشاره به نحوه تشکیل جنین و … ارائه خواهند شد نه اینکه حتما چنین چیزی در فطرت انسان باشه

آیه ی بعدی آیه ی 65 سوره ی 29 یعنی عنکبوت هستش که میفرماید :

خب به نظرم این آیه میتونه اشاره ای باشه به فطرت خدا جوی انسان که البته بحث دقیق تره این آیه در کلیپ بعدی ان شاء الله خواهد آمد . علاوه بر آیات نامبرده معتقدان راه فطرت تعدادی حدیث نیز در اشاره به راه فطرت و فطرت خدا جوی انسان نامبردن : که از جمله میشه به حدیثی اشاره کرد که حضرت علی علیه اسلام در نیایشی که در بهارالانوار آمده میفرماید :

خدایا! تو قلب ها را با محبت خود و عقل ها را با معرفت خود سرشته ای .

که به نظرم این روایت هم میتونه اشاره ای به راه فطرت باشه ! اما اشاره ی دیگری که برای راه فطرت آورده ان در دعای عرفه از امام حسین علیه اسلام آمده که امام حسین علیه اسلام در دعای عرفه می فرمایند :

چگـونـه استدلال شود بر وجود تو به چيزى كه خود آن موجود، در هستي اش نيازمند بـه تـو اسـت. و آيـا اسـاساً براى ما سواى تو ظهورى هست كه در تو نباشد تا آن؛ وسيله ظهور تو گـردد؟ تـو کى پـنـهان شده اى تا محتاج به دليلى باشيم كه به تو راهنمایى كند و چه وقت دور مانده اى تا آثار تو، ما را به تو واصل گرداند.

که به نظرم این روایت اگر چه میتونه اشاره به برهان های لمی مانند برهان صدیقین باشه اما اشاره ی حداقل مستقیمی به راه فطرت نداره ! در کلیپ بعدی ان شاء الله به خود راه فطرت و همچنین نقد آن خواهم پرداخت ! خدانگهدار .