خانه / دعا و نیایش ها / صوت و متن و ترجمه ی دعای کمیل

صوت و متن و ترجمه ی دعای کمیل

دعای کمیل
دعای کمیل

بسم الله الرحمن الرحیم

در این پست از سایت من مهدی هستم، صوت و متن و ترجمه ی دعای کمیل را برای شما تهیه نموده ایم .

دعای کُمَیل دعایی است از حضرت علی(ع) که کمیل بن زیاد نخعی روایت کرده است. این دعا دارای مضامین بلند و متعالی در شناخت خداوند و درخواست بخشش گناهان است. علامه مجلسی دعای کمیل را بهترینِ دعاها دانسته است. این دعا از دعاهای رایجی است که شیعیان در شب نیمه شعبان و شب‌های جمعه می‌خوانند.

معرفی کمیل بن زیاد

کمیل بن زیاد بن نهیک نخعی از قبیله نخع، از تابعین اصحاب رسول خدا(ص) و از یاران خاص امام علی(ع) و امام حسن(ع) است.

وی ۱۸ سال از عمر خود را در دوران رسول خدا(ص) سپری کرد. او از جمله شیعیانی است که در روزهای اول خلافت حضرت علی(ع) با او بیعت کرد و در جنگ‌های امام علی(ع)، از جمله صفین حضور داشت.

او را صاحب سرّ امیرالمومنین(ع) نیز می‌دانند. کمیل از جمله ده نفری است که در زمان عثمان از کوفه به شام تبعید شدند.

کمیل در سال ۸۲ق به دستور حجاج بن یوسف ثقفی کشته شد. از آنجا که این دعا را کمیل از امام علی(ع) روایت کرده، به دعای کمیل مشهور شده است.

سند دعای کمیل

منبع دعای کمیل کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی است. شیخ طوسی این دعا را به نام دعای خضر در ضمن اعمال ماه شعبان آورده است.

وی می‌گوید: «روایت شده که کمیل بن زیاد نخعی امیرالمؤمنین(ع) را دید که در شب نیمه ماه شعبان در حال سجده این دعا را می‌خواند» سپس دعای مشهور کمیل را نقل می‌کند. سید بن طاووس در اقبال الاعمال، علامه مجلسی در زاد المعاد و کفعمی در ضمن اعمال نیمه شعبان این دعا را آورده‌اند.

شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح الجنان دعای کمیل را به نقل از مصباح المتهجد آورده است. علامه مجلسی دعای کمیل را بهترین دعا معرفی کرده است.

مضامین دعای کمیل

دعای کمیل دارای مضامین بلند در معرفت خداوند و طلب آمرزش گناهان است.

حضرت علی(ع) این دعا را با نام خداوند آغاز می‌کند و سپس در چند فقره، خداوند را به رحمت، قوت، جبروت، عزت، عظمت، سلطنت، ذات، اسماء، علم و نور الهی، قسم می‌دهد. بعد خداوند را با «یا نُورُ یا قُدُّوسُ یا أَوَّلَ الْأَوَّلِینَ وَ یا آخِرَ الْآخِرِینَ» ندا می‌کند و آثار و پیامدهای اعمال آدمی را متذکر می‌شود و از خداوند طلب آمرزش می‌کند.

حضرت در فقره بعد، با یاد خدا به خدا تقرب می‌جوید، خدا را شفیع درگاهش قرار داده و از خدا می‌خواهد که به پیشگاه خدا نزدیک شود، سپاسگزاری را به او یاد دهد، یاد خدا را به خود الهام دهد و از خدا طلب خضوع و خشوع می‌کند و با عباراتی شدت اشتیاق خود به حق را ابراز می‌دارد.

در ادامه به فرمان عالم‌گیر خداوند اشاره کرده و با عباراتی خداوند را بخشایشگر خطاپوش معرفی می‌کند.

در بندهای دیگر، آن‌حضرت، ستار العیوب بودن خداوند، دفع بلاها، حفظ لغزش‌ها و عدم استحقاق بنده به تعریف و تمجیدها را بیان می‌کند و به ضعف و نقص و بدحالی، به سنگینی بلا و گرفتاری و قصور و نارسایی‌ها و… اشاره می‌کند و از آنها نزد خداوند شکوه کرده و از لطف و کرم الهی برای رفع آنها کمک می‌خواهد و با توسل به عزت خداوند از او خواسته‌هایی مطرح می‌کند و به تسویل نفس و تزیین شیطان اشاره می‌کند. با اشاره به سابقه لطف ازلی عنوان می‌کند که خداوند موحدان و پرستشگران را در آتش جهنم نمی‌سوزاند.

سپس آن حضرت به مقایسه بلاهای دنیا با عذاب آخرت می‌پردازد و می‌گوید: «ای مولای من گیرم که بر عذاب تو شکیبا باشم چگونه بر دوریت صبر کنم؟» بعد به امید بنده مؤمن به رحمت خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید «آیا مومن و کافر یکسانند؟» و در پایان با ندا کردن خداوند به صفاتی، از خداوند حاجت‌هایی می‌طلبد.

ثواب قرائت دعای کمیل

سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال بعد از اینکه کلام شیخ طوسی در مصباح المتهجد را می‌آورد، روایت دیگری را نقل می‌کند که کمیل بن زیاد می‌گوید: «روزی با مولای خود، امام علی(ع) در مسجد بصره نشسته بودم و جمعی از اصحاب حضرت هم حضور داشتند.

از حضرت سؤال شد که معنای این آیه که خدا می‌فرماید: «فِیهَا یفْرَقُ کلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ» چیست؟ حضرت فرمودند: آن شب نیمه شعبان است. سوگند به کسی که جان علی در دست قدرت اوست هیچ بنده‌ای نیست جز اینکه تمام آنچه بر او از نیکی و بدی می‌گذرد، در شب نیمه شعبان برایش تقسیم می‌شود تا آخرسال او. هر بنده‌ای که آن شب را به عبادت احیا کند و دعای حضرت خضر را بخواند، دعای او مستجاب می‌شود.»

کمیل می‌گوید: «وقتی که حضرت به منزل خود رفتند، وقت شب به خدمت آن بزرگوار رسیدم. حضرت فرمودند برای چه کاری آمدی؟ عرض کردم به طلب دعای خضر آمده‌ام.

امیرالمومنین فرمود:‌ ای کمیل، اگر این دعا را حفظ کردی هر شب جمعه یا در هر ماه و یا سالی یکبار و یا لااقل در تمام عمر یک مرتبه بخوان تا امور تو کفایت شود. خداوند تو را یاری می‌کند، روزی تو زیاد می‌شود و البته از مغفرت هم محروم نخواهی شد. ای کمیل، مدتی که تو با ما مصاحب هستی، موجب شده که تو را به چنین نعمت و کرامتی سرافراز گردانم.‌ ای کمیل بنویس: اللهم انی اسئلک برحمتک…»

حکم فقهی دعای کمیل

جُنُب و حائض اگر دعای کمیل بخوانند احوط و بهتر آن است که آیه «أَفَمَن کانَ مُؤْمِنًا کمَن کانَ فَاسِقًا لَّا یسْتَوُونَ» که جزء آن است، نخوانند چون جزء سوره حم سجده است. اما بعضی از فقها خواندن این آیه را برای حائض و جنب حرام می‌دانند.

زمان خواندن دعای کمیل

با توجه به گفته سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال زمان قرائت دعای کمیل، نیمه شعبان و شب جمعه است. و در ایران نیز رسم بر این است که شیعیان این دعا را در نیمه شعبان و شب‌های جمعه در مکان‌های مذهبی به صورت جمع می‌خوانند.

شرح‌ها و ترجمه‌های دعای کمیل

  1. رجمه دعای کمیل، از علامه محمد باقر مجلسی
  2. شرح دعای کمیل، نوشته میرزا ابوالحسن لاری معاصر صاحب الذریعه که در حاشیه زاد المعاد علامه مجلسی چاپ شده است.
  3. شرح دعای کمیل، مولی عبدالله سبزواری (درگذشت ۱۳۲۴) از شاگردان حاج ملا هادی سبزواری که در سال ۱۳۴۳ منتشر شده است.
  4. دعای کمیل از امام علی بن ابی طالب(ع) که حاوی ترجمه و شرح دعا است و در سال ۱۳۵۱ به چاپ رسیده است.
  5. شرح دعای کمیل از میرزا عباس دارابی از شاگردان حاجی سبزواری است.
  6. انیس اللیل در شرح دعای کمیل، از تألیفات حاج محمد رضا کلباسی.
  7. دعای کمیل و ندبه ترجمه موزونی از این دعا است که ابوالقاسم امین زاده سروده و در تهران چاپ شده است.
  8. ترجمه دعای کمیل از مولوی مقبول احمد، معاصر شیخ آقا بزرگ تهرانی.
  9. ترجمه دعای کمیل از سید رضی هندی معاصر با صاحب الذریعه که به زبان انگلیسی است.
  10. ترجمه دعای کمیل همراه با شرحی از آن از محمد علی مدرس چهاردهی(متوفی ۱۳۳۴)
  11. شرح دعای کمیل عربی و فارسی از محمد ابراهیم سبزواری (متولد ۱۲۹۱)
  12. شرح دعای کمیل از میرزا ابوالقاسم فرزند حجت مامقانی (۱۲۸۵۱۳۲۱)
  13. شرح دعای کمیل، از سید ابوالمکارم موسوی زنجانی (متوفی ۱۳۲۰)
  14. شرح دعای کمیل با عنوان مفتاح المراد
  15. شرح دعای کمیل از میرزا محمد علی رشتی نجفی (متوفی ۱۳۳۴)
  16. شرح دعای کمیل از میرزا محمد تنکابنی
  17. شرح دعای کمیل از محمد نجف کرمانی مشهدی (متوفی ۱۲۹۲)
  18. شرح دعای کمیل از میرزا یوسف خوانساری
  19. المصباح المنیر، میرزا علی مشکینی که دعای کمیل و ترجمه آن را آورده است.
  20. کمیل و نیایش، از شیخ عباس مخبر دزفولی
  21. آهنگ نیایش، از شیخ احمد رجبی اصفهانی
  22. درمان روح و روان از شیخ محمد باقر ملبوبی
  23. شرح دعای کمیل از ابوتراب هدایی
  24. کمیل محرم اسرار امیرالمومنین
  25. نفحات اللیل در شرح دعای کمیل از محمدرضا کلباسی. تالیف این کتاب در سال ۱۳۷۵ هجری قمری در مشهد مقدس به پایان رسیده است.
  26. فی رحاب دعاء کمیل اثر سید محمد حسین فضل الله
  27. علی و کمیل، احمد زمردیان
  28. شرح دعای کمیل حسین انصاریان
  29. زمزمه عاشقان لطف الله میثمی
  30. ترجمه دعای کمیل از شهید مصطفی چمران
  31. دعای کمیل، ترجمه و شرح مختصری از دعا از محمود بهشتی
  32. نیایش عارفان، شرح حکمت و معنویت شیعی در دعای کمیل از محمد فنایی اشکوری

متن و ترجمه ی دعای کمیل

«بسم الله الرحمن الرحیم»

«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ بِها كُلَّشَىْءٍ وَ خَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ وَ ذَلَّ لَها كُلُّ شَىْءٍ وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتى لا يَقُومُ لَها شَىْءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتى مَلاَتْ كُلَّ شَىْءٍ وَ بِسُلْطانِكَ الَّذى عَلا كُلَّشَىْءٍ وَ بِوَجْهِكَ الْباقى بَعْدَ فَناَّءِ كُلِّشَىْءٍ وَ بِأَسْمائِكَ الَّتى مَلاَتْ اَرْكانَ كُلِّشَىْءٍ وَ بِعِلْمِكَ الَّذى اَحاطَ بِكُلِّشَىْءٍ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اَضاَّءَ لَهُ كُلُّشىْءٍ»

خدايا از تو درخواست مى‌كنم،به رحمتت كه همه‌چيز را فرا گرفته،و به نيرويت كه با آن بر هرچيز چيره‌ گشتى و در برابر آن هرچيز فروتنى نموده و همه‌چيز خوار شده و به جبروتت كه با آن بر همه‌چيزى فائق‌ آمدى و به عزّتت كه چيزى در برابرش تاب نياورد و به بزرگى‌ات كه همه‌چيز را پر كرده و به پادشاهى‌ات‌ كه برتر از همه‌چيز قرار گرفته،و به جلوه‌ات كه پس از نابودى همه‌چيز باقى است و به نامهايت كه پايه‌هاى‌ همه‌چيز را انباشته و به علمت كه بر همه‌چيز احاطه نموده،و به نور ذاتت كه همه‌چيز در پرتو آن‌ تابنده گشته.


«يا نُورُ يا قُدُّوسُ يا اَوَّلَ الاْوَّلِينَ وَ يا اخِرَ الاْ خِرينَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ»

اى نور،اى پاك از هر عيب،اى آغاز هر آغاز، و اى پايان هر پايان، خدايا!بيامرز براى من آن گناهانى را كه پرده حرمتم مى‌درد، خدايا!بيامرز براى من آن گناهانى را كه كيفرها را فرو مى‌بارند، خدايا! بيامرز برايم گناهانى را كه نعمتها را دگرگون مى‌سازند،خدايا!بيامرز برايم آن گناهانى را كه دعا را باز مى‌دارند،خدايا! بيامرز برايم گناهانى كه بلا را نازل مى‌كند.


«اَللّهُمَّ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطَّيئَةٍ اَخْطَاْتُها اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ اَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلى نَفْسِكَ وَ اَسْئَلُكَ بِجُودِكَ اَنْ تُدْنِيَنى مِنْ قُرْبِكَ وَ اَنْ تُوزِعَنى شُكْرَكَ وَ اَنْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤ الَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنى وَ تَرْحَمَنى وَ تَجْعَلَنى بِقَِسْمِكَ راضِياً قانِعاً وَ فى جَميعِ الاْحْوالِ مُتَواضِعاً»

خدايا!بيامرز برايم همه گناهانى را كه مرتكب شدم،و تمام خطاهايى كه به آنها آلوده گشتم،خدايا!با ياد تو به سويت نزديكى مى‌جويم،و از ناخشنودى تو به درگاه خودت شفاعت ميطلبم،و از تو خواستارم‌ به جودت مرا به بارگاه قرب خويش نزديك گردانى و سپاس خود را نصيب من كنى،و يادت را به من الهام نمايى،خدايا!از تو درخواست مى‌كنم،درخواست بنده‌اى فروتن،خوار و افتاده،كه با من مدارا نمايى و به من رحم كنى و به آنچه روزى‌ام نموده‌اى‌ خشنود و قانع بدارى و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذارى.


«اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ وَ اَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ وَ عَظُمَ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ اَللّهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ وَ عَلا مَكانُكَ وَ خَفِىَ مَكْرُكَ وَ ظَهَرَ اَمْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لا يُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ»

خدايا!از تو درخواست مى‌كنم درخواست كسى‌كه سخت تهيدست‌ شده و بار نيازش را به هنگام گرفتاريها به آستان تو فرود آورده و ميلش به آنچه نزد توست فزونى يافته،خدايا!فرمانروايى‌ بس بزرگ و مقامت والا و تدبيرت پنهان،و فرمانت آشكار،و قهرت چيره،و قدرتت‌ نافذ،و گريز از حكومتت ممكن نيست.


«اَللّهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبى غافِراً وَ لا لِقَبائِحى ساتِراً وَ لا لِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسى وَ تَجَرَّأتُ بِجَهْلى وَ سَكَنْتُ اِلى قَديمِ ذِكْرِكَ لى وَ مَنِّكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ وَ كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاَّءِ اَقَلْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ»

خدايا!آمرزنده‌اى براى گناهانم و پرده‌پوشى براى‌ زشتكاريهايم و تبديل كننده‌اى براى كار زشتم به زيبايى،جز تو نمى‌يابم معبودى جز تو نيست،پاك و منزّهى و به ستايشت برخاسته‌ام،به خود ستم كردم و از روى نادانى جرأت نمودم و به ياد ديرينه‌ات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم‌ خدايا!اى سرور من چه بسيار زشتى مرا پوشاندى و چه بسيار بالاهاى سنگين و بزرگى كه از من برگرداندى و چه بسيار لغزشى كه مرا از آن‌ نگهداشتى و چه بسيار ناپسند كه از من دور كردى و چه بسيار ستايش نيكويى كه شايسته آن نبودم و تو در ميان مردم پخش كردى.


«اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلاَّئى وَ اَفْرَطَ بى سُوَّءُ حالى وَ قَصُرَتْ بى اَعْمالى وَ قَعَدَتْ بى اَغْلالى وَ حَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ اَمَلى وَ خَدَعَتْنِى الدُّنْيا بِغُرُورِها وَ نَفْسى بِجِنايَتِها وَ مِطالى يا سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ اَنْ لا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعاَّئى سُوَّءُ عَمَلى وَ فِعالى وَ لا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرّى وَلا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى مِنْ سُوَّءِ فِعْلى وَ اِساَّئَتى وَ دَوامِ تَفْريطى وَ جَهالَتى وَ كَثْرَةِ شَهَواتى وَ غَفْلَتى وَ كُنِ»

خدايا!بلايم‌ بزرگ شده و زشتى عالم از حدّ گذشته و كردارم خوارم ساخته و زنجيرهاى گناه مرا زمين‌گير نموده و دورى آرزوهايم مرا زندانى ساخته و دنيا با غرورش و نفسم با جنايتش و امروز و فردا كردنم در توبه مرا فريفته،اى سرورم از تو درخواست مى‌كنم به عزّتت كه مانع نشود از اجابت دعايم به درگاهت،بدى عمل و زشتى كردارم‌ و مرا با آنچه از اسرار نهانم مى‌دانى رسوا مسازى و در كيفر آنچه در خلوتهايم انجام دادم‌ شتاب نكنى،از زشتى كردار و بدى رفتار و تداوم تقصير و نادانى و بسيارى شهواتم‌ و غفلتم،شتاب نكنى.


«اللّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لى فى كُلِّ الاْحْوالِ رَؤُفاً وَ عَلَىَّ فى جَميعِ الاُْمُورِ عَطُوفاً اِلهى وَرَبّى مَنْ لى غَيْرُكَ اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَالنَّظَرَ فى اَمْرى»

خدايا!با من در همه احوال مهرورز و بر من در هر كارم به ديده لطف‌ بنگر،خدايا،پروردگارا،جز تو كه را دارم؟تا برطرف شدن ناراحتى و نظر لطف در كارم را از او درخواست كنم.


«اِلهى وَ مَوْلاىَ اَجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اِتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسى وَ لَمْ اَحْتَرِسْ فيهِ مِنْ تَزْيينِ عَدُوّى فَغَرَّنى بِما اَهْوى وَ اَسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاَّءُ فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ وَ خالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذلِكَ»

خداى من‌ و سرور من،حكمى را بر من جارى ساختى كه هواى نفسم را در آن پيورى كردم و از فريبكارى آرايش دشمنم‌ نهراسيدم،پس مرا به خواهش دل فريفت و بر اين امر اختيار و اراده‌ام ياريش نمود،پس بدينسان و بر پايه‌ گذشته‌هايم از حدودت گذشتم،و با برخى از دستوراتت مخالفت نمودم، پس حجت تنها از ان تواست‌ در همه اينها.


«وَ لا حُجَّةَ لى فيما جَرى عَلَىَّ فيهِ قَضاَّؤُكَ وَ اَلْزَمَنى حُكْمُكَ وَ بَلاؤُكَ وَ قَدْ اَتَيْتُكَ يا اِلهى بَعْدَ تَقْصيرى وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقيلاً مُسْتَغْفِراً مُنيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لا اَجِدُ مَفَرّاً مِمّا كانَ مِنّى وَ لا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَيْهِ فى اَمْرى غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرى وَ اِدْخالِكَ اِيّاىَ فى سَعَةِ رَحْمَتِكَ اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى وَ فُكَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى»

و مرا هيچ حقى نيست در انچه بر من از سوى قضايت جارى شده و فرمان و آزمايشت ملزمم نموده،اى‌ خداى من اينك پس از كوتاهى در عبادت و زياده‌روى در خواهشهاى نفس عذرخواه،پشيمان،شكسته‌دل،جوياى گذشت‌ طالب آمرزش،بازگشت‌كنان با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه،بى‌آنكه گريزگاهى از آنچه از من سرزده بيابم و نه پناهگاهى كه به آن رو آورم‌ پيدا كنم،جز اينكه پذيراى عذرم باشى،و مرا در رحمت فراگيرت بگنجايى،خدايا! پس عذرم را بپذير،و به بدحالى‌ام رحم كن و رهايم ساز از بند محكم گناه.


« يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى وَ رِقَّةَ جِلْدى وَ دِقَّةَ عَظْمى يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَ ذِكْرى وَ تَرْبِيَتى وَ بِرّى وَ تَغْذِيَتى هَبْنى لاِبْتِدآءِ كَرَمِكَ وَ سالِفِ بِرِّكَ بى يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ رَبّى اَتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ وَ بَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِكَ وَ لَهِجَ بِهِ لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى وَ دُعاَّئى خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ »

پروردگارا!بر ناتوانى جسمم و نازكى پوستم و نرمى استخوانم رحم كن.اى كه آغازگر آفرينش و ياد و پرورش و نيكى بر من و تغذيه‌ام بوده‌اى،اكنون مرا ببخش به همان كرم نخستت،و پيشينه احسانت بر من،اى خداى من و سرور و پروردگارم، آيا مرا به آتش دوزخ عذاب نمايى،پس از اقرار به يگانگى‌ات و پس از آنكه دلم از نور شناخت تو روشنى گرفت و زبانم در پرتو آن به ذكرت گويا گشت و پس از آنكه درونم از عشقت لبريز شد و پس از صداقت در اعتراف و درخواست خاضعانه‌ام در برابر پروردگارى‌ات.


«هَيْهاتَ اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَيْتَهُ اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَيْتَهُ اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ وَ لَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَ اِلهى وَ مَوْلاىَ اَتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً وَ عَلى اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مادِحَةً وَ عَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً»

باور نمى‌كنم چه آن بسيار بعيد است و تو بزرگوارتر از آن هستى كه پرورده‌ات را تباه كنى يا آن را كه به‌ خود نزديك نموده‌اى دور نمايى يا آن را كه پناه دادى از خود برانى يا آن را كه خود كفايت نموده‌اى و به او رحم كردى به موج بلا واگذارى؟!اى كاش مى‌دانستم‌ اى سرورم و معبودم و مولايم،آيا آتش را بر صورتهايى كه براى عظمتت سجده‌كنان بر زمين نهاده شده مسلطّ مى‌كنى و نيز بر زبانهايى كه صادقانه به توحيدت و به سپاست مدح‌كنان گويا شده و هم بر دلهايى كه بر پايه تحقيق به خداونديت اعتراف‌ كرده.


« وَ عَلى ضَماَّئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً وَ عَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طاَّئِعَةً وَ اَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لا اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبِّ وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاَّءِ الدُّنْيا وَ عُقُوباتِها وَ ما يَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اَهْلِها عَلى اَنَّ ذلِكَ بَلاَّءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ يَسيرٌ بَقاَّئُهُ قَصيرٌ مُدَّتُهُ»

و بر نهادهايى كه معرفت به تو آنها را فرا گرفته تا آنجا كه در پيشگاهت خاضع شده و به اعضايى كه‌ مشتاقانه به سوى پرستشگاههايت شتافته‌اند و اقراركنان جوياى آمرزش تو بوده‌اند، شگفتا اين همه را به آتش بسوزانى! هرگز چنين‌ گمانى به تو نيست و از فضل تو چنين خبرى داده نشده.اى بزرگوار،اى پروردگار و تو از ناتوانى‌ام در برابر اندكى از غم و اندوه دنيا و كيفرهاى آن و آنچه كه زا ناگواريها بر اهلش مى‌گذرد آگاهى، با آنكه اين غم و اندوه و ناگوارى درنگش كم بقايش اندك و مدّتش كوتاه است.


« فَكَيْفَ احْتِمالى لِبَلاَّءِ الاْخِرَةِ وَ جَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها وَهُوَ بَلاَّءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقامُهُ وَ لا يُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ لاِنَّهُ لا يَكُونُ اِلاّ عَنْ غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاَْرْضُ يا سَيِّدِى فَكَيْفَ لى وَ اَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الْحَقيرُ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ يا اِلهى وَ رَبّى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ لاِىِّ الاُْمُورِ اِلَيْكَ اَشْكُو»

پس چگونه خواهد بود تابم در برابر بلاى آخرت،و فرود آمدن ناگواريها در آن جهان بر جسم و جانم و حال انكه زمانش طولانى و جايگاهش ابدى است و تخفيفى براى‌ اهل آن بلا نخواهد بو،چرا كه مايه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودى تو نيست و اين چيزى است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين،اى سرور من تا چه رسد به من؟و حال آنكه من بنده ناتوان،خوار و كوچك،زمين‌گير و درمانده توأم.اى خداى من و پروردگارم و سرور و مولايم،براى كداميك از دردهايم به حضرتت شكوه كنم.


« وَ لِما مِنْها اَضِجُّ وَ اَبْكى لاِليمِ الْعَذابِ وَ شِدَّتِهِ اَمْ لِطُولِ الْبَلاَّءِ وَ مُدَّتِهِ فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَهْلِ بَلاَّئِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اَحِبّاَّئِكَ وَ اَوْلياَّئِكَ فَهَبْنى يا اِلهى وَ سَيِّدِى وَ مَوْلاىَ وَ رَبّى صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِكَ وَ هَبْنى صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ اِلى كَرامَتِكَ اَمْ كَيْفَ اَسْكُنُ فِى النّارِ وَ رَجاَّئى عَفْوُكَ »

و براى كدامين گرفتاريم‌ به درگاهت بنالم و اشك بريزيم.آيا براى دردناكى عذاب و سختى‌اش،يا براى طولانى شدن بلا و زمانش،پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهى،و بين من و اهل عذابت جمع كنى،و ميان من و عاشقان و دوستانت جدايى اندازى، اى خدا و آقا و مولا و پروردگارم،بر فرض كه بر عذابت شكيبائى ورزم،ولى بر فراقت چگونه صبر كنم و گيرم اى خداى من‌ بر سوزندگى آتشت صبر كنم،اما چگونه چشم‌پوشى از كرمت را تاب آورم يا چگونه در آتش،سكونت‌ گزينم و حال آنكه اميد من گذشت و عفو تواست.


« فَبِعِزَّتِكَ يا سَيِّدى وَ مَوْلاىَ اُقْسِمُ صادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنى ناطِقاً لاَضِجَّنَّ اِلَيْكَ بَيْنَ اَهْلِها ضَجيجَ الاْ مِلينَ وَ لاَصْرُخَنَّ اِلَيْكَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخينَ وَ لاََبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكاَّءَ الْفاقِدينَ وَ لاَُنادِيَنَّكَ اَيْنَ كُنْتَ يا وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ يا غايَةَ امالِ الْعارِفينَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ يا حَبيبَ قُلُوبِ الصّادِقينَ وَ يا اِلهَ الْعالَمينَ »

پس به عزّتت اى آقا و مولايم سوگند صادقانه مى‌خورم،اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذارى‌ در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت سخت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم،همچون بانگ آنان‌كه خواهان دادرسى هستند و هر آينه به آستانت گريه كنم چونان كه مبتلا به فقدان عزيزى مى‌باشند و صدايت مى‌زنم:كجايى اى سرپرست مؤمنان،آرى كجايى اى نهايت‌ آرزوى عارفان،اى فريادرس خواهندگان فريادرس،اى محبوب دلهاى راستان و اى معبود جهانيان‌.


«اَفَتُراكَ سُبْحانَكَ يا اِلهى وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فيها صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فيها بِمُخالَفَتِهِ وَ ذاقَ طَعْمَ عَذابِها بِمَعْصِيَتِهِ وَ حُبِسَ بَيْنَ اَطْباقِها بِجُرْمِهِ وَ جَريرَتِهِ وَ هُوَ يَضِجُّ اِلَيْكَ ضَجيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ وَ يُناديكَ بِلِسانِ اَهْلِ تَوْحيدِكَ وَ يَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ يا مَوْلاىَ فَكَيْفَ يَبْقى فِى الْعَذابِ وَ هُوَ يَرْجُوا ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ اَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النّارُ وَ هُوَ يَأمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ »

آيا اين چنين است،اى خداى منزّه،و ستوده كه در دوزخ بشنوى صداى بنده مسلمانى كه براى مخالفتش با دستورات تو زندانى شده و مزه عذابش را به خاطر نافرمانى چشيده و ميان دركات دوزخ به علّت جرم و جنايتش محبوس شده، و حال آنكه در درگاهت سخت ناله‌ مى‌زند، همچون ناله آن‌كه آرزومند رحمت توست، و با زبان اهل توحيدت تو را مى‌خواند،و به ربوبيّتت به پيشگاهت توسّل مى‌جويد، اى مولاى من، چگونه در عذاب بماند و حال آنكه اميد به بردبارى گذشته‌ات دارد يا آتش چگونه او را به درد آورد درحالى‌كه بخشش و رحمت تو را آرزو دارد.


«اَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهيبُها وَ اَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَرى مَكانَهُ اَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفيرُها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ اَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ اَطْباقِها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ اَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُها وَ هُوَ يُناديكَ يا رَبَّهُ اَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فى عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُكُهُ فيها هَيْهاتَ ما ذلِكَ الظَّنُ بِكَ وَ لاَالْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ وَ لا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدينَ مِنْ بِرِّكَ وَ اِحْسانِكَ »

يا چگونه شعله آتش او را بسوزاند درحالى‌كه فريادش را مى‌شنوى و جايش را مى‌بينى‌ يا چگونه آتش او را دربر بگيرد و حال آنكه از ناتوانى‌اش خبر دارى، يا چگونه در طبقات دوزخ به اين سو و آن سو كشانده شود درحالى‌ كه راستگوى‌اش را مى‌دانى، يا چگونه فرشته‌هاى عذاب او را با خشم برانند و حال آنكه تو را به پروردگاريت مى‌خواند،يا چگونه ممكن است بخششت را در آزادى از دوزخ اميد داشته باشد و تو او را در انجا به همان حال واگذارى؟ همه اين امور از بنده‌نوازى تو بس دور است،هرگز گمان ما به تو اين نيست و نه از فضل تو چنين گويند و نه به آنچه كه از خوبى و احسانت با اهل توحيد رفتار كرده‌اى شباهتى دارد.


« فَبِالْيَقينِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذيبِ جاحِديكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِديكَ لَجَعَلْتَ النّارَ كُلَّها بَرْداً وَ سَلاماً وَ ما كانَ لاِحَدٍ فيها مَقَرّاً وَ لا مُقاماً لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ اَسْماَّؤُكَ اَقْسَمْتَ اَنْ تَمْلاَها مِنَ الْكافِرينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ اَجْمَعينَ وَ اَنْ تُخَلِّدَ فيهَا الْمُعانِدينَ وَ اَنْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالاِْنْعامِ مُتَكَرِّماً»

پس به يقين مى‌دانم كه اگر فرمانت در به‌ عذاب كشيدن منكران نبود و حكمت به هميشگى بودن دشمنانت در آتش صادر نمى‌شد، هر آينه سرتاسر دوزخ را سرد و سلامت مى‌كردى و براى احدى در انجا قرار و جايگاهى نبود،امّا تو كه مقدّس است نامهايت‌ سوگند ياد كردى كه دوزخ را از همه كافران چه پرى و چه آدمى پر سازى و ستيزه‌جويان را در آنجا هميشگى و جاودانه بدارى‌ و هم تو-كه ثنايت برجسته و والا است-به اين گفته ابتدا كردى و با نعمتهايت كريمانه تفضّل فرمودى.


«اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ اِلهى وَ سَيِّدى فَاَسْئَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَها وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتى حَتَمْتَها وَ حَكَمْتَها وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ اَجْرَيْتَها اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فى هذِهِ السّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ قَبِيحٍ اَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ اَوْ اَعْلَنْتُهُ اَخْفَيْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ اَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ »

آيا مؤمن همانند فاسق‌ است؟نه،مساوى نيستند»اى خدا و سرور من،از تو خواستارم به قدرتى كه مقدّر نمودى و به فرمانى كه حتميتش دادى و بر همه استوارش نمودى و بر كسى‌كه بر او اجرايش كردى چيره ساختى كه در اين شب و در اين ساعت بر من ببخشى هر جرمى‌ كه مرتكب شدم و هر گناهى كه به آن آلوده گشتم و هر كار زشتى را كه پنهان ساختم و هر نادانى كه آن را بكار گرفتم‌ خواه پنهان كردم يا آشكار، نهان ساختم يا عيان و هر كار زشتى كه دستور ثبت آن را به نويسندگان بزرگوار دادى.


«الَّذينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما يَكُونُ مِنّى وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى وَ كُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَراَّئِهِمْ وَالشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ اَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ وَ اَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَنْزَلْتَهُ اَوْ اِحْسانٍ فَضَّلْتَهُ اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ اَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ اَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ اَوْ خَطَاءٍ تَسْتُرُهُ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ »

آنان‌كه بر ضبط آنچه از من سر زند گماشتى و آنان را نيز گواهانى بر من قرار دادى علاوه بر اعضايم و خود فراتر از آنها مراقب من بودى و شاهد بر آنچه كه از آنان پنهان ماند و به يقين با رحمتت پنهان ساختى و با فضلت‌ پوشاندى و اينكه از تو مى‌خواهم از هرچيزى‌كه نازل كردى يا احسانى كه تفضّل نمودى يا برّ و نيكى كه گستردى‌ يا رزقى كه پراكندى يا گناهى كه بيامرزى يا خطايى كه بپوشانى، پرورگارا، پروردگارا، پروردگارا!


« يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ مالِكَ رِقّى يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى وَ مَسْكَنَتى يا خَبيراً بِفَقْرى وَ فاقَتى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ اَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ اَسْماَّئِكَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً»

اى خداى من‌ اى سرور من،اى مولاى من و اختيار دارم،اى كسى‌كه مهارم به دست اوست،اى آگاه از پريشانى و ناتوانى‌ام‌ اى داناى تهيدستى و نادارى‌ام،پروردگارا!پروردگارا!پروردگارا!از تو درخواست مى‌كنم به حقّت و قدست و بزرگ‌ترين‌ صفات و نامهايت كه همه اوقاتم را از شب و روز به يادت آباد كنى و به خدمتگزاريت‌ پيوسته بدارى.


« وَ اَعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً حَتّى تَكُونَ اَعْمالى وَ اَوْرادى كُلُّها وِرْداً واحِداً وَ حالى فى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً يا سَيِّدى يا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلى يا مَنْ اِلَيْهِ شَكَوْتُ اَحْوالى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحى وَ هَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ وَالدَّوامَ فِى الاِْتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ حَتّى اَسْرَحَ اِلَيْكَ فى مَيادينِ السّابِقينَ »

و اعمالم را در پيشگاهت قبول فرمايى تا آنكه اعمال و اورادم هماهنگ، همسو و همواره باشد و حالم در خدمت تو پاينده گردد،اى سرور من،اى آن‌كه بر او تكيه دارم،اى آن‌كه شكوه حالم را تنها به سوى او برم،اى پروردگارم،اى پروردگارم،اى پروردگارم اعضايم را در راه خدمتت نيرو بخش و دلم را بر عزم و همّت محكم كن، و كوشش در راستاى پروايت و دوام در پيوستن به خدمتت را به من ارزانى دار تا به سويت برانم در ميدانهاى‌ پيشتازان.


« وَ اُسْرِعَ اِلَيْكَ فِى الْبارِزينَ وَ اَشْتاقَ اِلى قُرْبِكَ فِى الْمُشْتاقينَ وَ اَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصينَ وَ اَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنينَ وَ اَجْتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوَّءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاّ بِفَضْلِكَ وَ جُدْلى بِجُودِكَ وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِكَ»

و به سويت بشتابم در ميان شتابندگان و به كوى قربت آيم در ميان مشتاقان و همانند مخلصان به تو نزديك شوم و چون يقين آوردگان از جاه تو بهراسم و با اهل ايمان در جوارت گرد آيم.خدايا! هركس مرا به بدى قصد كند تو قصدش كن، و هركس با من مكر ورزد تو با او مكر كن، و مرا از بهره‌مندترين بندگانت نزد خود، و نزديك‌ترينشان در منزلت به تو و مخصوص‌ ترينشان در رتبه به پيشگاهت بگردان، زيرا اين همه به دست نيايد جز به فضل تو،خدايا! با جودت به من جود كن و با بزرگواريت به من نظر كن.


« وَاحْفَظْنى بِرَحْمَتِكَ وَاجْعَلْ لِسانى بِذِكْرِكَ لَهِجاً وَ قَلْبى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً وَ مُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ اِجابَتِكَ وَ اَقِلْنى عَثْرَتى وَاغْفِرْ زَلَّتى فَاِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعاَّئِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الاِْجابَةَ فَاِلَيْكَ يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهى وَ اِلَيْكَ يا رَبِّ مَدَدْتُ يَدى فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعاَّئى وَ بَلِّغْنى مُناىَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجاَّئى وَاكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَعْدائى»

و با رحمتت مرا نگاهدار و زبانم را به ذكرت گويا كن، و دلم را به محبتت شيفته و شيدا فرا و بر من منّت گذار با پاسخ نيكويت و لغزشم را ناديده انگار و گناهم را ببخش، زيرا تو بندگانت را به بندگى فرمان دادى و به دعا و درخواست از خود امر كردى و اجابت دعا را براى آنان ضامن شدى، پس اى‌ پروردگار من تنها روى به سوى تو داشتم و دستم را تنها به جانب تو دراز كردم، پس تو را به عزّتت سوگند مى‌دهم كه دعايم را اجابت كنى‌ و مرا به آرزويم برسانى، و اميدم را از فضلت نااميد نكنى، و شرّ دشمنانم را از پرى و آدمى از من كفايت كنى.


« يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ اِلا الدُّعاَّءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاَّءُ يا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفاَّءٌ وَ طاعَتُهُ غِنىً اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاَّءُ وَ سِلاحُهُ الْبُكاَّءُ يا سابِغَ النِّعَمِ يا دافِعَ النِّقَمِ يا نُورَ الْمُسْتَوْحِشينَ فِى الظُّلَمِ يا عالِماً لا يُعَلَّمُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى رَسُولِهِ وَالاْئِمَّةِ الْمَيامينَ مِنْ الِهِ وَ سَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً»

اى‌ خدايى كه زود از بنده‌ات خشنود مى‌شوى، بيامرز آن را كه جز دعا چيزى ندارد،همانا تو هرچه بخواهى انجام مى‌دهى،اى آن‌كه نامش دوا و يادش‌ شفا و طاعتش توانگرى است،رحم كن به كسى‌كه سرمايه‌اش اميد و سازوبرگش اشك‌ريزان است،اى فروريزنده نعمتها اى دوركننده بلاها،اى روشنى‌ بخش وحشت‌ زدگان در تاريكيها،اى داناى ناآموخته بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و با من چنان كن تو را شايد،و درود و سلام فراوان خدا بر پيامبرش و بر امامان‌ خجسته از خاندانش.

التماس دعا

پخش آنلاین و صوتی دعای کیمیل با کیفیت خوب با صدای حاج مهدی سماواتی

لینک دانلود مستقیم صوت دعای کمیل

برای دانلود دعای کمیل با صدای حاج مهدی سماواتی کلیک کنید

دانلود دعای کمیل با صدای مداحان مشهور

 فرمت : MP3

 حجم : ۳۵ مگابایت

دانلود دانلود دعای کمیل تصویری – حاج محمود کریمی سال ۹۵ (۴۸۰p)
دانلود دانلود دعای کمیل صوتی – حاج محمود کریمی سال ۹۵
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – فرهمند
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – حاج رضا بکایی
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – سید مهدی میرداماد
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – حاج آقای انصاریان
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – حاج محمود کریمی
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – حاج مهدی سماواتی
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – حاج منصور ارضی
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – حدادیان
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – باسم کربلایی
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – موسی اسدی
دانلود دانلود : دانلود دعای کمیل – حاج مهدی سلحشور

رمز رمز : www.yasdl.com

منبع منبع : یاس دانلود

منابع :

  • http://wiki.ahlolbait.com موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام
  • http://fa.wikishia.net ویکی‌شیعه
  • https://www.yasdl.com یاس دانلود
[تعداد: 2    میانگین: 3/5]

2 نظرات

  1. سلام.وبسایت زیبایی دارید.ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *