راه فطرت در آیات و احادیث

به نام خدا سلام من مهدی هستم در باب اثبات وجود خدا نظریات مختلفی وجود داره برخی وجود خدارو بدیهی میدونن و باور به او رو بی نیاز از دلیل یا به عبارتی فطری میدونن و تعدادی از آیات قرآنی و یا احادیث رو در این باره میارن که به عنوان مثال به تعدادی از اونها اشاره میکنم .

آیه ی ده سوره ی چهاردهم یعنی سوره ی ابراهیم میفرماید :

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ۚ قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ

رسولان آنها گفتند: «آیا در خدا شکّ است؟! خدایی که آسمانها و زمین را آفریده؛ او شما را دعوت می‌کند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعد مقرّری شما را باقی گذارد!» آنها گفتند: شما انسانهایی همانند ما هستید، می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند بازدارید؛ شما دلیل و معجزه روشنی برای ما بیاورید!»

از نظر من این آیه نمیگه که در خدا شکی نیست ! بلکه میگه آیا در خدا شک دارید ؟ که اگر جوابشون مثبت بود دلیلشون رو بگن و رسولان هم دفاعیه خودشون رو ارائه بدن ! و این چنین معنایی نمیده که به هیچ وجه شکی در وجود خدا نیست و یا وجود خداوند به صورت بی نیاز از دلیل برای همگان قابل باوره !

آیه ی بعدی که به آن تمسک میجویند آیه سی سوره سیم یعنی سوره ی روم میباشد که می فرماید :

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند!

به نظرم این آیه ادعا میکنه که دین با فطرت مردم سازگاره و خداوند فطرت مردم را اینگونه سرشته که به نظرم میتوان از این آیه برای اشاره به راه فطرت استفاده کرد !

اما آیه ی بعدی در این باره آیه ی پنجاهو و سه ی سوره ی چهل یکم یعنی فصلت میباشد که میفرماید :

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!

به نظرم از این آیه اگر چه شاید بتوان به عنوان اشاره ای به راه فطرت تمسک جست اما این موضوع ابهاماتی داره ! آیا نشان دادن نشانه در درون نفسشان به معنای راه های شناخت فطرتی هستش ؟ میتونه منظور قرآن از این جمله این باشه که نشانه هایی نظیر نشانه هایی که در برهان نظم به کار گرفته میشه در درون وجود خود انسان ها مثل اشاره به نحوه تشکیل جنین و … ارائه خواهند شد نه اینکه حتما چنین چیزی در فطرت انسان باشه

آیه ی بعدی آیه ی 65 سوره ی 29 یعنی عنکبوت هستش که میفرماید :

خب به نظرم این آیه میتونه اشاره ای باشه به فطرت خدا جوی انسان که البته بحث دقیق تره این آیه در کلیپ بعدی ان شاء الله خواهد آمد . علاوه بر آیات نامبرده معتقدان راه فطرت تعدادی حدیث نیز در اشاره به راه فطرت و فطرت خدا جوی انسان نامبردن : که از جمله میشه به حدیثی اشاره کرد که حضرت علی علیه اسلام در نیایشی که در بهارالانوار آمده میفرماید :

خدایا! تو قلب ها را با محبت خود و عقل ها را با معرفت خود سرشته ای .

که به نظرم این روایت هم میتونه اشاره ای به راه فطرت باشه ! اما اشاره ی دیگری که برای راه فطرت آورده ان در دعای عرفه از امام حسین علیه اسلام آمده که امام حسین علیه اسلام در دعای عرفه می فرمایند :

چگـونـه استدلال شود بر وجود تو به چيزى كه خود آن موجود، در هستي اش نيازمند بـه تـو اسـت. و آيـا اسـاساً براى ما سواى تو ظهورى هست كه در تو نباشد تا آن؛ وسيله ظهور تو گـردد؟ تـو کى پـنـهان شده اى تا محتاج به دليلى باشيم كه به تو راهنمایى كند و چه وقت دور مانده اى تا آثار تو، ما را به تو واصل گرداند.

که به نظرم این روایت اگر چه میتونه اشاره به برهان های لمی مانند برهان صدیقین باشه اما اشاره ی حداقل مستقیمی به راه فطرت نداره ! در کلیپ بعدی ان شاء الله به خود راه فطرت و همچنین نقد آن خواهم پرداخت ! خدانگهدار .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *